HiT

The edge of Darkness

دوباره
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩٦
 

میخوام باز شروع کنم به نوشتن.دوست دارم روزانه بنویسم

29 اسفند بعد از یک سال بیخبری از شهلا خودش دعوتم کرد سینما و چون من نیودم در عوض کلی تلفنی با هم حرف زدیم.از بهار چیزی نمیگم چون باعث میشه از خودم بدم بیاد و دو سه روز غیب شم.خیلی دلم براش تنگ شده...........ولی خوب چاره ای جز دوری نمیبینم.

بعد از عید دفترچهروپست میکنم و میرم پی سرنوشت.....از اینجابه بعدش سرنوشت بیشتر از قبل تاثیر داره.......


 
 
پس از مدتها
نویسنده : Kasra - ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥
 

نمیدونم از آخرین باری که اینجا نوشتم چقدر میگذره مطمئناً بیش تر از یک ساله.

چقدر من تغییر کردم چقدر همه چیز بهم ریختست.

از عمر این وبلاگ بیشتر از 13 سال میگذره. خودم هم باورم نمیشه.

برای اینکه یه جایی ثبت بشه تا شاید دوستای قدیمی اینجا پیدام کردن میگم

فوق لیسانس حقوق بین الملل گرفتم

2-3 سال قوه قضاییه کار کردم

چندین بار عاشق شدم

همین چند ساعت پیش هم باز با یکی بهم زدم :))

هیچ کدوم از دوستای قدیمیم رو نمیبینم

از  هیچ کسم خبر ندارم

نازیلا چرا! یک بار بهم تکست داد

 

امسال یک باز مژگان و ماندانا رو دیدم

بیش تر از یک ساله شهلا رو ندیدم ولی برام نوشته بود باز داره ازدواج میکنه

از اعضای خانوادمون هم هیچ کس ازدواج نکرده هنوز

دیگه چی بگم؟

 

کلا که هیچ چیز نظم و ترتیب نداره

 

با اسم خودم توی اینستاگرام هستم

فعلا یوزرم casstata هست

 

هههههههی

 

فعلا تا دفعه بعدی که معلوم نیست کی باشه.......

 

 

کسری..................


 
 
نمیدونم چرا یک شب فراموشی نمیگیرم.....
نویسنده : Kasra - ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳٩٤
 

چقدر زندگی زود میگذره! انگار همین دیروز بود یه پسر بچه دبیرستانی مینشست پشت پی سی و اینجا پست مینوشت

12 سال پیش تا حالا خیلی چیزا فرق کرده.عجیبه! من چقدر تغییر کردم....


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ تیر ۱۳٩۳
 

اگه تنهاییمو به شب میگفتم همه شهرو برام بیدار میکرد

اگه با کوه درد دل میکردم صدامو لا اقل تکرار میکرد


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٢
 

وقتی خوابتو میبینم آرزو میکنم که هیچ وقت بیدار نشم...

 

میشه برگردی؟

خسته شدم از بس تو خواب دیدمت و تو بیداری کم آوردمت.


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٢
 

این زمستونم به یاد تو میمونم...


 
 
برای عزیزترینم
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ خرداد ۱۳٩٢
 

چقدر دلم برات تنگ شده شهلای عزیزم...

میدونم که هیچ وقت اینجا رو نمیخونی

ولی من که میتونم بنویسم...

بی تو خیلی تنهام.

دور و برم پُره از این و اون ولی جاتو نمیگیرن خیلی کَمَن همه!

دارم میمیرم از وقتی سراغم رو نمیگیری

تو این 6 ماهی که دیگه کنارت نیستم فکر نکن لحظه ای بوده که یادت با من نبوده باشه

در حال رانندگی

تو مطب دکتر

زیر دوش

پشت در اتاق بازپرسی یا حتی تو پله های دادسرا

تو جاده لعنتی پردیس

تو کوچه توحیدی.......

 

کاش برگردی...کاش.

 

بذار با گریه این بارم بگم خیلی دوست دارم...


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ فروردین ۱۳٩٢
 

Write for her on a piece of me, To be with her every time Everywhere

For her joy , The one and only one love in my life Until my heart stops.

 

روی دستم برای تو اینو تتو کردم. خیلی ها گفتن نکن و کردم

فقط و فقط برای اینکه تو برای من با همه فرق داری... راستی!

لحظه سال تحویل گریه کردم و این تتو رو بوسیدم.جای تو....

 

عیدت مبارک.


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۱
 

لعنت به تو کسری////

لعنت به تو....


 
 
shahlaaaaaaaaa:(
نویسنده : Kasra - ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ مهر ۱۳٩۱
 

هفت اردیبهشت سر چهار راه فرمانیه دیدمش

باهم دوست شدیم

دیشب 5 مهر بود از هم جدا شدیم

 

این مدت خیلی جاها رفتیم خیلی کارا کردیم.بهترین دوستم بود. بهترین روزا رو باهاش داشتم.حالا خیلی ناراحتم.


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۳:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱
 

چرا نمیتونم چیزی بنویسم اینجا؟

شاید چون کسی اینجا رو نمیخونه!


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠
 

نه ناراحت بودم نه خوشحال

فقط حوصلم سررفته بود

پاشدم برم یه دور بزنم

نفهمیدم چه جوری اما به خودم اومدم دیدم پارک وی ام

آهنگ

من دارم هرروزمو بدون تو با تب یه خاطره سر میکنم با خودم به جای تو حرف میزنم خودمو جای تو باور میکنم

 

من گریه گریه گریه

چشم باز کردم دیدم سیمون بولیوار

البرز

کوهسار ششم.....

 

چقد همه چیز عوض شده بود........آهنگ همچنان همون و چشم پر از اشک.

 

کجایی؟کجایی؟

دلم واسه یه کثافت گفتنتم تنگ شده.


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠
 

فکر نکن به یادت نیستم!

کی باورش میشه 8سال گذشت و

هیت هست و منم هستم....


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
 
جالبه که 1تیر مطلبی نوشتم که 7 تیر به حقیقت تبدیل شد! مایه ی تاسفه
بعد از 1سال..........:)
به هر حال این هم آهنگ جدید مهدی یراحی البته این شعرشه
هرجای دنیایی، دلم اونجاست!
من کعبمو دور تو میسازم
من پشت کردم به همه دنیا ! تا رو به تو سجاده بندازم...

هر روز حسم تازه تر میشه
غرق تو میشم بلکه دریاشم
بیزارم! از اینکه تمام عمر از روی عادت عاشقت باشم

گاهی پرستیدن عبادت نیست ! با اینکه سر رو مهر میزاری
گاهی برای دیدن عشقت باید سر از رو مهر برداری !

یک عمر هر دردی به من دادی حس میکنم عین نیازم بود
جایی که افتادم به پای تو زیباترین جای نمازم بود

 
 
← صفحه بعد