HiT

The edge of Darkness

مسابقه
نویسنده : Kasra - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٢
 

برين اينجا و تو مسابقه شرکت کنيد.

تقاضامنديم حتماْ شرکت کنيد.....
اگر دوست ندارين اسمتون هم بگين مشکلی نيست.فقط شرکت کنيد و اسم شخص مورد نظر رو در قسمت نظرخواهی بنويسيد.
تو خود قسمت مربوط توضيح دادم و راهنمايی هم کردم.

يادتون نره ها.....


 
 
SB
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٢
 

Click On "SB" and Listen

 


 
 
آدمی را آدميت لازم است....
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٢
 

 فاجعه.
ديروز ظهر که داشتيم بارضا ميومديم خونه ٬ ۳-۲ تا کوچه بالاتر ديدم شلوغه.از دور من گفتم حتماْ تصادف شده.رضا گفت نه.حتماْ مهمونيه(آخه تو اين کوچه باشگاه کارکنان بانک صادرات هست).خلاصه اومديم جلو تر ديديم بله تصادف.اول فکر کرديم اين ۲۰۶ چپ کرده.بعد ديديم نه. يک پيکان شاخ به شاخ زده به ۲۰۶ و بين اين ۲تا ماشين هم يک زن و شوهر بودن که مرده اون وسط تقريباْ له شده.
مرده پشت ۲۰۶ خوابيده بود از تصادف ۳۰دقيقه ميگذشت ٬ اما نه آمبولانس اومد٬نه ۱۱۰!
خلاصه با همين ۲۰۶ مرده که همه ميگفتن مرده رو بردن به طرف بيمارستان.اما اينجوريکه مردم ميگفتن احتمال زنده بودنش ۵٪ بود.
۵دقيقه بعد از اينکه مرد رو بردن آمبولانس اومد و ۱۰دقيقه بعد هم ۱۱۰(چه سرعت عملی)
اون پيکانه که مقصر بود فرار کرده بود و اين ۲۰۶ هم که رانندش يه پسر ۱۷-۱۶ ساله بود(و احتمالاْ گواهينامه هم نداشت) احتمالاْ مقصر شناخته ميشه.
صحنه تصادف رو که به هم زدند.اما من عکس گرفتم.يادم رفت شماره بدم بگم اگه عکسا رو خواستين زنگ بزنين به موبايل!

نکته جالب اين بود که هيچ کس جرأت نداشت مجروح رو سوار ماشينش کنه.چون به محض ورود به بيمارستان راننده و با دستبند ميبرن تو بازداشتگاه.
اما بازم به معرفت دوستای من.يکی از دوستانم که سر صحنه بود ماشينشو پارک کرده بود و تا دم کلانتری دويده بود و مأمورا رو خبر کرده بود.
بنده خدا ترسيده بود اگه با ماشين بره اونم بگيرن!
راستی اين پسره که لباس مشکی تنشه رضاست(داداشم)/من که تو کل اين مدت از ماشين پياده نشدم.

تصادف تصادف


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٢
 

در راستای اينکه من از تو متنفرم ٬ تو عاشق منی!

بنابر اين چون تو از من متنفری ٬ من عاشق توام!

اصل دوم از قانون جنگل(مفاد مربوط به عشق)
تبصره هم داره ٬ که به درد شماها نميخوره!

۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ ٬ ۵ ٬ ۶ ٬ ۷ ٬ ۸

۹ ٬ ۱۰ ٬ ۱۱ ٬ ۱۲ ٬ ۱۳ ٬ ۱۴

۱۵ ٬ ۱۶

حاشيه:پويا هم  COMING SOON


 
 
«آدم فروش» لعنتی منو «تهديد» کرد!
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٢
 

نمونه ای از گفتگو های روزانه ی من!

کاش ميشد اينا رو يه جوری حالشونو گرفت!
منو تهديد کرد!خودتون ببينيد!

 


X says
bah bah
X says
bacheh porooo
kasra_t@hotmail.com says
hehe
kasra_t@hotmail.com says
adam foroush khoobi?
X says
bad bakht eh *** maaal,
X says
to chi midooni adam foroush keeyeh
........
........
........
........

X says
harfeh gondeh tar az dahanam...
X says
bebeen shomaratow bedeh...
X says
 2saa ateh, inghadar adam beferstam dareh khoonat, keh nadooni az koja khordee...
X says
ageh mardesheee...addresehtow bedeh
kasra_t@hotmail.com says
bia **** ! shomare mikhay chi kar! hamin hast , barat kafie!
X says
oon mogheh bebeeneee, ki harfeh gondeh tar mizaneh
X says
areh midoonam **** nadareee...
X says
valee paydaa kardanet asooneh too iran...
kasra_t@hotmail.com says
hehe!
X says
  3soot...
kasra_t@hotmail.com says
are, begoo kasra! bebin chejoori shalvareto mikeshan roo saret!
X says
areh, ageh vojood dashti, addressetow midadeee...
X says
mibini...man..X hastam...beh in migan shahaamat
X says
shahamat daree begoo koja geeret beeyaramm...
kasra_t@hotmail.com says
hehe! hala didi adam foroushi!
X says
chi shod jaa zadeee
kasra_t@hotmail.com says
bebin , man ke hoviatam maloome!

ديدین من با چه آدمايی سر و کار دارم!تازه اگه بشه بهشون گفت آدم!


 
 
آدم فروش لعنتی!
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳۸٢
 

سلام(برای بار اول هست که سلام ميکنم)!

حسابی احوالاتم بهم ريختست!
اول که بچم تهديد(!) داون شده!دوروز ديگه بالا مياد.کلی هم دوباره پياده شديم.
مجبور شديم unlimited bandwidth بگيريم.احتمالاْ بايد ماهی ۲۰ دلار ديگه هم بديم.

بعد اينکه برنامه های ۴شنبه و ۵شنبه که کلی براش برنامه ريزی کرده بودم به بدترين وجه انجام شد.در صورتی که ميتونست به بهترين نحو انجام بشه.

بعد اينکه نميدونم امروز دوباره چرا وقتی سرم درد ميکرد به سرم زد که جواب يه بنده خدايی رو بدم و جواب دادن همانا و طبق معمول فحش و فحش کاری هم همانا!

به شما توصيه ميکنم(!) که به حرف بزرگتراتون گوش کنيد و هرچی ميگن انجام بدين.الآن من پشيمونم و ازتون ميخوان صورتم رو شطرنجی کنين.اگر کسی بهتون گفت جواب يه نفر رو نده شما حرفش رو گوش کنيد!

تولد ۳ نفر هست که بهشون تبريک ميگم....

آقا يوسف تولدتون مبارک.
مريخی عزيز تولد تو هم مبارک.
اون يکی رو هم چون نميشناسين(!) نميگم٬ولی تولدش مبارک!


 
 
پر رو شدم!
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٢
 

نميدونم اين چند روزه چرا اينقدر حالت نامتعارف دارم.
ار خوشحالی و ناراحتی نميدونم بايد چه کنم!

اما خوب درصد خوشحالی به مراتب بالا تره!
تهديدم داره معروف ميشه.البته خيلی ها مستقيم و غير مستقيم سايت رو پروموت(!) کردن.ازشون ممنونم.

اگه خدا بخواد تو هفته آينده با دست پر ميام.از موزيک ويدئو(!)‌تا عکس!


 
 
مثل اون پرنده ی شکسته بال...
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ بهمن ۱۳۸٢
 

اين يکی دو روز خيلی کار کردم.مخصوصاْ امروز از ساعت ۸ صبح دارم کارای مختلف انجام ميدم.قسمت عمده ی کارم هم آپلود فايل بود.يکم فلش و ..... .

ديروز هم ترانه ای که سه-چهار ماه در انتظارش بودم رو شنيدم.بی نظير شده.همون طور که من حدس ميزدم.

اين هفته خيلی سرم شلوغه.جدا از درس يک کار خيلی مهم دارم که يه جورايی براش نگرانم.اگه نتونم به خوبی از عهدش بر بيام ......

ديگه اينکه ۴ روزه دوربينم رو روشن نکردم.چون وقت نميشه.اين هفته يه شب اگه بشه يه سری عکس ميگيرم ٬ هفته ی ديگه هم اگر خدا بخواد از چند جای مختلف که تو ذهنم هست ميخوام عکس بگيرم.

*احمد برای تهديد يه اينترو درست کرد که من خيلی خوشم اومد.شما هم ببينين .
*آهنگ مورد علاقم کنار صفحه هست.
*امشب خيلی خوشحالم.با اينکه خيلی کار کردم و خسته شدم ٬‌ اما يه جورايی الآن خستگی از تنم بيرون رفت.کاش ميشد.....