HiT

The edge of Darkness

 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۳
 

من که چيزی نميگم!


 
 
ترديد
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۳
 

از*

با تموم یكدلی
تو بمون برای من

دودلی هامو ببخش
بگذر از خطای من

اگه تردید به عشق
خیمه زد تو باورم

اگه فكر رفتن تو
گذشته از سرم

تو دلیل بودنی
تویی اون اوج نیاز

روی قله دلت
واسه من خونه بساز

لحظه ندیدنت
آخر راه منه

پل برگشتنمو
هجرت تو میشكنه

تو عبور صخره‌ها
از خودم كه بگذرم

ولی دستای تورو
عاشقونه می‌برم

تو ستاره‌ای برام
بی تو شب تاریكیه

تو سكوت چشم تو
دیگه خوندنم چیه؟

چی میشد عاقبتم؟
بی تو٬ تو این همه راه
روی تردید دلم
خط بكش !خط سیاه


 
 
ر.ز دوم
نویسنده : Kasra - ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۳
 

*
هنوز یاد تو از یادم نمیره
چرا عشق از دل آدم نمیره
بنای خلقت آدم از عشقه
نمیره هرچی از یادم از عشقه

منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من

کمک کن بغض بشکن دونه دونه
بریز آی اشک نرم و عاشقونه
محبت کن در این آشفته حالی
نمونه مکتبم از عشق خالی

نصیبم کن که عاشق پیشه باشم
تو این آشفتگی همیشه باشم

منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من

کمک کن بغض بشکن دونه دونه
بریز آی اشک نرم و عاشقونه
بزن باد بهاری تازه تر شم
بزن از کار دنیا بی خبر شم

بزن تا سیم آخر آی جدایی
هلاکم کن از این عشق خدایی
بزن تا سیم آخر آی جدایی
هلاکم کن از این عشق خدایی

منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من

منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من

وای بر من
      وای بر من
           وای بر من
                         ...

راستی٬
کسی خدای منو نديده؟هميشه کنارم بود.اين يکی دوروزه هرچی صداش ميکنم و به اطرافم نگاه ميکنم نيست.شايد هم کور شدم٬هم کر...
کاش اينطوری باشه


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۳
 


*اين حسين کيست که عالم همه ديوانه ی اوست...
؟