HiT

The edge of Darkness

 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٤
 

از مادرم پرسيدم حنا داريم؟گفت آره٬تو اون کشو يه کم هست.گفتم دستکش هم داريم؟ با يک نگاه معنا دار جواب داد بله! باز پرسيدم قلم مو هم داريم؟ گفت ميخوای چی کار!؟گفتم تو بده!

داد...يکم حنا برداشتم و با آب مخلوط کردم.دستکش دستم کردم و قلم مو رو برداشتم....تو حياط بود.........لباسمو مرتب کردم و رفتم تو حياط. هرچی نگاه کردم نديدمش......نگران شدم...صداش کردم.کجايی؟کجايی؟عزيزم کجايی؟

ديدم يه هو از پشت ديش(!) سرشو يواش آورد بيرون و مثل هميشه با يک دلبری خاصی که سابقشو تو اين ۸ماه داشتم٬ نگاهم کرد...
با يه شوقی گفتم: مموشممممممممممممممممممممممممم.سلام.خوبی؟پشتشو کرد به من و رفت زير اون ياسهای زرد نشست.

گوشيمو از جيبم در آوردم و بازش کردم و شروع کردم ازش عکس گرفتن...آخه لحظات آخر بود.....

همينطور سکوت کرد و چيزی نمیگفت...موهاشو نوازش کردم...باد که ميفته تو موهاش نميدونين چه جلوه ای داره....

نشستم پيشش گفتم : منو ببخش٬مجبورم...بايد بری پيش اونا.زن بگيری بچه دار شی.تو هم خسته شدی از اين وضع. من درکت ميکنم....اما نگران نباش.يه روز پيدات ميکنم دوباره....ميآی همينجا دور هم زندگی ميکنيم....

قلم مو رو برداشتم و يکم حنا گذاشتم روش....ماليدم روی موهاش....خواستم اسمشو روش بنويسم........اما.......

داشت کاهو ميخورد....برگشت نگاهم کرد.چقدر معصومه.

اومدم بالا و اونم رفت زير ياس ها دراز کشيد.

امروز عصر ميره پيش اونا.........


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٤
 

امروز رفتيم دانشگاه شهيد بهشتی

عجب آب و هوايی داشت!


 
 
ماندگار
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٤
 

خانه خراب تو شدم،به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم،منجی جاودانه شو

ای کوه پر غرور من،سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی،عاشقِ با تو بودنم

روشن ترین ستاره ام،میخواهمت- میخواهمت
تو ماندگاری در دلم،میدانمت - میدانمت

ای همه وجود من،نبود تو نبود من


 
 
بی تو
نویسنده : Kasra - ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٤
 

بی تو تو این شبای بد گریم دیگه در نمیاد

حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمیخواد

از چی بگم تا دل من لحظه ای آروم بگیره

دیوسیاه غصه ها توی کدوم شب میمیره؟

از چی بگم وقتی دلم از دل تو دور میمونه

وقتی که قلب پاک تو هیچی ازم نمیدونه

میخونم به خدا میخونم از چشای معصوم تو حرفای تورو

میدونم به خدا میدونم اون که جدا کرده روحمو قلب تورو...

 

پ.ن : اگه کسی نام ترانه سرا رو ميدونه بگه!

 


 
 
از هر دری٬سخنی
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٤
 

-گل بلال(پاپ کرن سابق٬تلافی اسبق)ريليز شده.اما هيچ جا نيست!
-نميدانم چرا گندم های ما امسال يکی در ميان سبز ميشوند!
-يک چيزی دارم مينويسم شبيهِ متن! هروقت کامل شد پستش ميکنم.اما اول! روی کاغذ!خودم خوشم آمده...

جانِ تو!


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٤
 

بی اختيار ياد اون حرف روهام افتادم که ميگفت قهوه مانع از جدايی ميشه!پس قهوه بخورين!

الآن ديدم اون گوشه نوشته: گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمیکاهم...

راست ميگه!


 
 
مننننننن
نویسنده : Kasra - ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٤
 

خدای من!!!!!
چی ميشنوم! اينو که من زدم!

پس اينجا چه کار ميکنه!؟
همونه که پارسال زدم....من عشق تنظيم و اين حرفام !!! اينو زدم ريتمشو عوض کردم.ولی الآن ديگه اين صدای پيانو به ترومپت و ساکسيفون تبديل شده!!!

اما چه جوری؟؟؟اينجا.......؟
هان؟چی؟قبلاْ چی؟نميفهمم!
آها !چرا داد ميزنی!؟ بگو اين قديميه! دعوا نداره که.
کيانوش بهم گفته بود! بعدش که گذاشت اجازه هم گرفت!(باز من ...!!!)

الآن فکر کنم ۱ساله اين سايت آندر کانستراکشنه !!!!
اين فايله که گذاشتن کوانتايزم نشده!خودم که گوش ميدم روانم بهم ميريزه... بايد کامل شدشو بدم بهشون................

ارادتمند/
کسري.!.

 


 
 
شناختمت
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٤
 

تو اگه رفتی هر کجا....من همه حرفا يادمه
دل اگه کم داره تورو....غصه ی تو زيادمه
يادت مياد که بی صدا....تو با چشات حرف ميزدی
گناه من نگاه تو....چی شد شدی به اين بدی؟

يکی يکی پلارو شکستی رفتی بی من
گذشتی از شب و روز به شور و شوق رفتن

ببين چه خوابی ديدی٬چه قصه ای شنيدی
که خوب منو نديدي٬تو موقع شکستن

با من نبودی٬عاشق نبودي....شناختمت٬شناختمت

ميبينين اين با لف و نشر و تکرار چه قشنگ شده؟! حتماْ خود ترانه سرا هم همينطوری نوشته! آره !
اگه نام ترانه سرا رو ميدونيد بگيد من اضافه کنم.


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٤
 

تو اگه رفتی هر کجا....من همه حرفا يادمه

دل اگه کم داره تورو...غصه ی تو زيادمه

با من نبودی ميخواستمت

عاشق نبودی ميخواستمت

ميخواستمت....ميخواستمت....

يکی از آهنگهاييه که شادمهر دوباره تنظيم کرد ... يکی از ملودی های معروف ترنس  هست که اسکوتر ساخته.... و اين شعر رو روش خوند.قرار بود درآلبوم پاپ کرن ريليز بشه ولی مشخص نيست.

ضمن اينکه تيستو قرار بود در آلبومش ريليز کنه.ظاهراْ اين يک مورد منتفی شده! اولی هم فکر کنم منتفی شده! چون يک چيزهايی شنيدم.....!


 
 
حرف آخر
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤
 

وقتی که تو دل سنگت پر از رنگ و ریاست
وقتی که ساز صداقتت همیشه بی صداست

وقتی یک بار نشد تا سر حرفات بمونی
نتونستی قدر عشق بی ریا رو بدونی

نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
من به خاطر خودت از تو باید جدا بشم

نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
قصه ی دروغ احساستو از بر بکنم

اگه من می خوام برم امروز و تنهات بذارم
واسه اینه که خودت رو به تماشات بذارم

اما من هرگز نخواستم که فراموشت کنم
مثل اسمون بی ستاره خاموشت کنم

صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه
لحظه جدایی و خدافظی رو گفتنه........

امید اطهری نژاد


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٤
 

اين توئی‌!توئی! تو!!!
اون بتی که ساختم.......