HiT

The edge of Darkness

 
نویسنده : Kasra - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٦
 

مگه باید شاخ و دم داشت؟

اگه باید٬ من دارم!

پس چرا جنده نیستم؟

دیدی !


 
 
علامت سوال
نویسنده : Kasra - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٦
 

مگه میتونم ننویسم

خوب دیگه.

تاریخ ها رو خوب حفظ نیستم.

ولی شما حساب کنید از ۲۳ یا ۲۶ اردیبهشت ۸۳ تا دیشب.

دیگه باور کن جواب همه سوالامو گرفتم


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦
 

دارم سکته میکنم

بازی

چ


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦
 

دارم سکته میکنم

بازی

چ


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٦
 

امسال نذر دارم...با این که باید پارسال ادا میکردم

ولی نشد...

میدونی!

اصلاْ اون چیزی هم که میخواستم نشد...ولی نمیدونم چرا حس میکنم عدم رخداد اون قضیه بیشتر به صلاحم بود تا حدوثش...

حالا برم یکم فکر کنم.


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ دی ۱۳۸٦
 

میگم بیاین به هم بخندیم

نه اینکه با هم بخندیم

خوب تنوع هم لازمه دیگه!


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ دی ۱۳۸٦
 

عجیبه ها!

هنوزم من؟


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ دی ۱۳۸٦
 

حالا ما نشستیم ببینیم تکلیفمون با این برف

مدنی ۳ و از اون بدتر اصول فقه ۲ چیه

بین ال عمومی ۲ رو که دیگه نگو!


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦
 

اگه میشد آدم خواباشو روی دی وی دی آرشیو کنه

دیگه لازم نبود من امروز ۱۵ ساعت بخوابم که بازم اون خوابو ببینم.

اه!


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦
 

چقدر خوبه دلت آشوبه بی من

من این دلشوره هارو دوست دارم...

به جون بابام راست میگم/


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٦
 

فکرشو کن

یه روزی خیلی ساده

بگم که عشقم از سرت زیاده

فکرشو کن که نه بشه جوابم

خط بزنم اسمتو از کتابم


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٥:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ دی ۱۳۸٦
 

 

نوشته بود : نمایشگاه آثار نقاشی.......از تاریخ

 

خندم گرفت.ملت به چه چیزایی میگن اثر.

دختر همسایه خونه کناری ۲سال خط خطی میکنه

نمایشگاه که میذاره هیچ

به نقاشیاش میگه اثر!

 

چند نفرتون میدونید اثر یعنی چی؟

 

چند تاتون میفهمین که وقتی به یه خواننده میگن زیر زمینی

مثل این میمونه که به یه زن میگن جنده !

فاحشه نه٬جنده !

چند تاتون میدونید موسیقی زیر زمینی حکم ولد زنا رو داره؟

 

چند تاتون حدس میزنید که من معتقدم موسیقی زیر زمینی (همون زنیکه ی جنده)‌ اعم از موسیقی غیر مجازه(همون زن صیغه ای)

 

چند تاتون میدونید که خواننده ای که تلاش نمیکنه برای آهنگش مجوز بگیره نه تنها به شنوندش بی احترامی میکنه بلکه به جامعش توهین میکنه؟

دقت کنید که نگفتم اثر٬گفتم آهنگش. چرا؟‌ چون اثر یه فاکتورهایی داره که محاله سازندش براش مجوز نگیره .

 

اصلاْ من چرا اینا رو اینجا میگم؟

 

ساعت ۵:۳۰ صبح و من خوابم نمیبره

 

امضا:پدر بچه ای که پدرش دچار نارسیسیسم شدید است.

*تا کور شود هر آنکه نتواند دید!


 
 
نازييييييييی لااااااا
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٦
 

واسه ی تولد تو دست خالیم عزیزم

چیزی جز گریه ندارم که اونم به پات میریزم

واسه ی تولد تو من ِ آواره چی دارم

که مثه دور و بریهات واسه تو هدیه بیارم

خوش به حال هرچی چشمه که داره تورو میبینه

خوش به حال یار دیگه که تو دوست تو میشینه

اون طرف هزار تا سایه روی دیوارا نشسته

اما اینور از خجالت یه نفر چشماشو بسته

یاد خنده هات میفتم میره از یادم که دستام خالین اما عزیزم هرچی باشه تورو میخوام

هرچی باشه تورو میخوام٬تورو با این که نگاهم مونده به همون کسایی که ازت یه خنده میخوان

خوش به حال هرچی چشمه که داره تورو میبینه...........


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٦
 

تو زیر تیغ اون نگاش داری جون میکنی

کاش میدونستی که فردا جای امروز منی...


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦
 

سوار ماشین شد

 تا میدون کاج خونه دوستش لام تا کام حرف نزدم.

حالا شب که رفتم دنبالش ببرمش خونشون بهش میگم.

بهم برخورد خوب.


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦
 
فکرشو کن
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦
 

دلم تنگ شده

دوباره دوتایی بریم زیر کرسی

گرم شیم.

دعا کن این هفته هم یلدا زنگ بزنه دعوت کنه بریم لواسون.

من دوسِت دارم الاغ جان!


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٦
 

خاطرستا !


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٦
 
چرا اینقدر سرد شده
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ دی ۱۳۸٦
 

میگم من دلم برای خودم که تنگ میشه

با آچار و پیچ گوشتی میفتم به جونش گشادش میکنم


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ دی ۱۳۸٦
 

کاش بدونی ماتمه دنیام

بی تو فقط گریه میخوام

کی میدونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام

تو زندگیم یه دنیایی

یه کابوسم تو رویایی

یه پاییزم تو بهاری

من یه مرداب٬تو دریایی

 

از این گریه چه میدونی؟

نه دردمی٬نه درمونی

به چی امید میخوای باشی پیش دردام بمونی؟

تو زندگیم یه دنیایی

یه کابوسم تو رویایی

یه پاییزم تو بهاری

من یه مرداب٬تو دریایی

سبب منم که میشکنم٬اما حرفی نمیزنم...اگه هیچکس برام نموند.........................................

منو ببخش.......


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦
 

حالا یه چیز دیگه بگم جالب

فرصت خیلی کوتاه شده.از من بهره ببرید....

دوستانه میگم!


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦
 

این یکی تا پریود میشه پاچه ی من رو میگیره

هییی.

خیلی روزای خنده داریه!


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦
 

این خاک بر سر الاغ

همه چیزش مثل منه

لباس پوشیدنشم به اندازه من خزه

کیفشم میره مثل من میخره

حرف زدنشم مثل منه

نمیدونم اون کارش چی بود۷ماه پیش


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ دی ۱۳۸٦
 

اومممم

میگم اگه همه این اتفاقات بیافته

دو حالت ممکنه پیش بیاد

یا نابود میشم

یا موفق تر


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ دی ۱۳۸٦
 

حالا میخوام بگم نیاز زنگ بزنه به یلدا

ببینیم چی شد نتیجه ی این جنگ و دعوا.

ما که دیشب تا صبح دعوامونو داشتیم به خاطر یک کلمه حرف!