HiT

The edge of Darkness

 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦
 

منم مثل تو میدونم
نگو باید برید
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦
 
قاه قاه قاه
عزیزم یا به قول دوست مرحوممون عیزم!
امروز اوری تینگ ول گذشت!
منم که سو پرفکت !
بعد توهم که اکچوالی نایس !
 
میبینی چقدر خارجیم؟‌لایک یو!
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٦
 
هوم !
آخ آخ!
بابام جان! دروغ؟
والله ما به چشم خودمان چیزی ندیدیم اما پنداری آقای دکتر خیلی عصبانی بودن.
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٦
 

بگذارید تا یادم نرفته همینجا حرف دلم را بزنم که شما هم بدانید
کاش همه خلافکار و ها و تبهکار ها و دیوث ها و غیره و ذلک مثل من پشت چهره معلوم الحالشان یک کودک ۱۷ ساله مهربان پنهان میکردند.

 


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦
 
چرا درختا شکوفه نمیزنن؟
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦
 
راستی
هیچ سعی کرده ای از حراست دانشگاهمان بپرسی که
این پسره کیه؟!
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦
 
اوائل فکر میکردم همه ی چاله های زندگی مثل همین چاله بزرگ ته کوچه مان است...
به همین خاطر یک روز بهاری سه و ربع کم بعد از ظهر راه افتادم بروم کمی با باقی چاله ها آشنا شوم
شب که برگشتم حالیم شد این چاله ته کوچه مان چاه شده.
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦
 
جسم آدم تو کارخونه ی ننه ی آدم ساخته میشه اما روح آدم توی کارخونه ی دنیا متوجه این تفاوتها هستید دیگه؟!
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦
 
 
خاطرات ۴سال و اندی پیش
...
اولین عشق مرز مرد شدنه
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦
 
حرفم نمیاد!
 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦
 


ببین.لذت بردن از وجود بعضی آدما به ریسک باهاشون بودنه.
من حالا میفهمم سحر چه دختر خوبیه.

 


 
 
noise gate
نویسنده : Kasra - ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦
 
حالا هرکی ندونه فکر میکنه که برای اینکه صدا مثل بع بع کردن بشه
چه کارای خاصی باید بشه!
هیچی بابا!
 
 
جدایی
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦
 

این از خواص اسفنده
و باعث میشه که فاصله ها زیاد بشه!
منتها من همیشه توصیه کردم و میکنم که بشینید فکر کنید که تفاوت اسفند با بقیه ماه ها مثلاْ آذر چیه!
 
خوب گاو که نیستی! بشین فکر کن دیگه!
من الآن خودم با همین فکرا به جایی رسیدم که دیگه هیچ ماهی برام طعم جدایی و این ایکس شعرا رو نداره!

ضمناْ منظورم از ایکس شعر ترانه نیستا! 


 
 
من...خوووب...یه باااررر..خوووب...ماهی خوردم.بعد خوووووب
نویسنده : Kasra - ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦
 
شما دوتا کار میتونید بکنید
 یکی اینکه دفعه بعد که اینجا رو میخونید کل آرشیومو حفظ باشید
یکی دیگه هم اینکه اصلاْ اینجا رو نخونید و مثل من تصمیم به ازدواج بگیرید.
 
ترجیحاْ دومی رو انتخاب کنید
بابام هم الآن از خواب بیدار شد!