HiT

The edge of Darkness

 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸
 

میدونید من یه مدت کوتاهی حدوداً ٨ ماه تدریس عربی و ادبیات میکردم برا کنکور؟ همین ١سال و نیم پیش!

 

اینم تقریباً هیچکس نمیدونیست


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸
 

یکی دیگه این بود که فکر میکردم وقتی مریضیم خوب بشه

همه چیز زندگیم بهتر میشه...

ولی نشد.

شاید چون توقعاتم زیاد شد. یادم رفته بود از خدا خواستم که اگر ٢سال زنده میمونم اون ٢ سالو با اون یه نفر باشم.

ولی خوب وقتی خوب شدم شروع کردم جفتک انداختم...

 

اینا رو تاحالا برای کسی درد دل نکرده بودم. حالا دیگه فرقی نداره دوسنتن یا ندونستنش.


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳۸۸
 

روزای آخره همش دارم فکر میکنم یه حرفایی باید اینجا میزدم که نزدم

اوممم

یکیش اینه که ۴سال پیش فکر میکردم یه خواننده ای به اسم پیمان سروی (یا شایدم صدری ! چون اسمش یادم نیست) یواش یواش وارد جمع خواننده ها میشه و با صدای خاص و گرمی که داشت جایی برای خودش باز میکنه.

ولی هیچ وقت فکرم به حقیقت تبدیل یا حتی نزدیک نشد و اون اتودها برای همیشه تو ذهنم خاطره شدن.

 

 


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
 

گفتم که کابوسم.

بذار این روزای آخر اعتراف کنم/پشت اعتراف.

 


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸
 

فایدش چیه دیگه...

امسال با سال پیش یه فرق بزرگ داره.

اونم اینه که میخوام بعد از تعطیلات دیگه ننویسم:)

هیچ جا


 
 
تو چی کار کردی که روزام همشون بهاریه
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸
 

نمیدونم شاید ٢سال بود خوابتو ندیده بودم.

خوابی به این وضوح.

بازم بخوابم؟

الان دوست دارم توام خواب منو دیده باشی...خواب که نه البته.کابوسم من.

واقعاً آدما با خاطره هاشون زندنا.


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸
 

نمیدانم که یادت هست ایا؟!
که گفتی با تو ام دنیا بهشت است
چرا پس با بهشتت قهر کردی؟!
نگو این عادت و طبع سرشت است

 

من واسه تبریک سال نو معمولاً سکوت میکنما.

ار ماچ و بوسه سر سفره هفت سینم که همیشه بدم میومد!

مخصوصاً این هفت سین سوپر باحال امسال .

 

حالا خلاصه عید شما مبارک. من چقدر بانمکم!!!

 

 

راستی من یه کابوسما!
یه کابوس تلخ و