HiT

The edge of Darkness

پیام اخلاقی
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸۸
 

از مجموعه دلنوازان یاد گرفتیم که

با شوهر ننه ها مهربون باید بود

اگه یه بیوه خودشو به ما انداخت ما باهاش مهربون باشیم

اگه بابامون دستور داد مارو بدزدن و بفروشن ، چون باباست باید ببخشیمش

 

خیلی مسائل دیگه هم بود که ما چون نفهمیم، نفهمیدیم


 
 
شاید سرنوشت ما همین بود بی تو من تنها بمونم
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸
 

هیت عزیز

نمیدونم چی باید بخونم اشکام پایین میاد رو گونم

 دیگه ۶ سالت تموم شد ولی چون نیمه دومی هستی سال دیگه میفرستمت مدرسه.

بابایی خیلی سرش شلوغه. منو ببخش که نمیتونم وقت بیشتری رو باهات باشم.

مطمئنم یه روز میفهمی این همه دوندگی فقط و فقط به خاطر تو بود.بیشتر به جبران روزای سختی که پشت سر گذاشتی.

راستی هیت،

از مامانت خبر داری؟

گذر ثانیه های آخر یه سکوت نه صحبتی نه حرفی

دلم گرفته بازم یاد روزای گذشته دارم میفتم


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸
 

گفته بودی چشم به راتم.......

اومدم با خاطراتم


 
 
 
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸
 

افسوس...

افسوس که گذشته دیگه بر نمیگرده