HiT

The edge of Darkness

ماجراهای يک بچه ديزاينر
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۳
 

روزی که ستاره من رو راه انداختم٬يک بچه ديزاينر بودم.البته من ميگم ديزاينر شما قبول نکنيد.هنوز نميشه به من گفت ديزاينر ولی خوب ديگه چه کنم!
اولين کاری بود که ميخواستم به صورت رسمی در يک وبسايت منتشر کنم.اون موقع من حتی نميدونستم چه جوری بايد با يه برنامه ی ftp کار کرد.درست پارسال ۱۷تير بود که راه انداختمش...
البته اين رو هم بگم که من در ستاره ی من همه کاره بودم٬ولی صاحب امتياز و تهيه کننده شخص ديگه ای بود.!
اولين طرحی که برای صفحه اصلی زدم يک چيز ناجوری شد که اصلاْ فراموشش کردم.ولی طرح بعدی شد اين که ميبينيد٬و خوب قبول کنيد که در زمان خودش کار بينظيری بود...

البته طرحی که برای اين صفحه زدم رو نميشه به عنوان بهترين صفحه انتخاب کرد.از نظر خودم طرح قسمت نيوز جداْ بينظير شد.علاوه بر سادگی.........خوب شد ... خودم دوسش دارم

بعد از يک مدت خيلی کوتاهي٬با شنيدن شايعاتی در مورد تهديد و بده بره٬با يکی از دوستان به اين نتيجه رسيديدم که وبسايت تهديد رو راه بندازيم.البته اين رو هم بگم که اونها فقط شايعه نبودن.بلکه من بعدها فهميدم چيزی جز حقيقت نبوده.همون طور که تهديد رو شنيديد...
از زمانی که تهديد رو رجيستر کرديم شروع کردم به ديزاينش...طرح اوليش به خاطر شباهت زياد به ستاره من خوب نشد.
تا اينکه برای صفحه اصليش ديزاينی کردم که تا يک هفته خودم روش اشک ميريختم! اين پائينی بود:

دوتا صفحه ی ديگه هم که خيلی عالی شد ٬ يکی نيوز بود که تا مدتها شهره ی خاص و عام بود و اون يکی صفحه دانلود که آخرش هم نفهميدم اين فيلتر ها رو از کجام درآوردم تو اين ديزاين...دوسشون دارم!

البته وقتی که تو بهمن ماه تيزر تبليغاتی آلبوم جديد رو برام به صورت اختصاصی دادن٬با همکاری بينظير احمد رواز تهديد رو با يک ديزاين ديگه رو کرديم....

کاش ميتونستم بيشتر از اين حرف بزنم!!!
الآن نميدونين با چه ترس و لرزی اين طرحها رو گذاشتم اينجا! دزد زياده...


*از پويای عزيزم که تو اين يک سال و نيم دوست خوبی بوده برام ممنونم
در همه کارهام کمکم کرده...

اگه روی عکسهای کوچک کليک کنيد٬بزرگ ميشه!!!