HiT

The edge of Darkness

خوشتراش
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۳
 

اين روزا خيلی ها بهم ميگن مغرور شدی!!!
من تو انتقادات معمولاْ ناشنوا هستم٬ولی اين يه رقم رو ميشنوم.دليلِ عمدش اينه که من خودمو تا اندازه ای پيدا کردم.

تسليم!سعی ميکنم يه فکری به حالِ خودم بکنم.

*از ۸ صبح تا حالا که ۸:۳۰ شبه٬تو کفِ بينيِ اونم خانمم که تو شعبه ارزی بانک صادراتِ ميرداماد کار ميکنه.
خيلی خوشتراش بود٬فکر کنم بابائيم تو همين فکره.چون وقتی داشتيم ميرفتيم ميدون توحيد گفت:
بينيِ خانمه رو ديدی؟خيلی قشنگ بود!
امروز کلاْ روزِ پرکاری بود٬خيلی خستم...