HiT

The edge of Darkness

۰۰۰۰۰
نویسنده : Kasra - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۳
 

خدای عزيزم٬

خودتون ميدونيد که هر کدام از انسانها از کار يا کارهايی لذت ميبرند.
يک نفر از رانندگی٬ديگری از حرف زدن٬آن يکی از آزار دادنِ ديگری و ... .

و باز هم  همون طور که ميدونيد هر کدام از انسانها از انجام کار يا کارهايی احساس غرور ميکنند.

تا همين چند روز پيش(بين ۱ تا ۱۰۰۰روز!) از شنيدن و نواختن موسيقی هم احساس غرور ميکردم و هم لذت ميبردم.
اما شک نکنيد که در چند روز اخير(بين ۱ تا ۱۰۰۰روز!) از انجام کاری ديگر هم لذت ميبرم.

ميدانيد چيست؟! البته و صد البته که ميدانيد!‌ چون شما خدائيد !!!
اما من بابِ يادآوری عرض ميکنم که اينبار در کنار موسيقی از دعا کردن هم احساس غرور ميکنم و هم لذت ميبرم.

وقتی کسی ميگويد: "برايم دعا کن" اين کار را ميکنم.زياد تفاوتی ندارد که دوست باشد يا دشمن٬مهم اين است که من اينکار را دوست دارم. و از همه مهمتر اين است که مطمئنم شما حرفهايم را گوش ميکنيد!

خدای عزيزم٬

باور کنيد اگر بخواهم هر روز برايتان نامه بنويسم٬حرف برای گفتن دارم.اما ميدانم که سرتان خيلی شلوغ است و وقت نميکنيد نامه هايم را بادقت بخوانيد!

اما هر ۱۰ روز يک نامه٬مناسب است.

راستی٬

من خيلی ... هستم؟