HiT

The edge of Darkness

خاتون
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٥
 

نميدونم! شايد نشه ترانه های عاشقانه منفی رو زير مجموعه منفی ها(به صورت کلی) دونست.
البته نميشه اين قضيه رو هم ناديده گرفت که شعر منفی از ديرباز موجوديت داشته و حتی سبک شناخته شده و اين سبک با نام "واسوخت" ادامه حيات داده.البته اينها هيچ کدوم نميتونه دليل بشه که يکی تو شعرش بگه ايشالا سقف رو سرت خراب شه و طوفان شه بميری و اين حرفا! و يک نفر- که صداش بيشتر شبيه بزيِ که داره علف ميخوره- اون رو بخونه.

بريم سراغ اين ترانه از آقای داريوش شهرياری که ترانه های نسبتاْ خوبی سروده اند.از جمله دو ترانه ی "اشتباه" و "خيلی سنگی" که سعيد شهروز خونده.

ترانه ی "خاتون" هم از سروده های ايشون هست که من خيلی دوستش دارم.

کجای غصه ای خاتون
تو نیستی خونمون سرده
تو این روزایه تنهایی
دلم با غصه سر کرده

نمیخوام اشکا بارون شه
دلم از غصه بیزاره
نذار دستای این پاییز
منو از ریشه برداره

تو رفتی بی تو اما سر نمیشه
گل اشکایه من پرپر نمیشه
نگو این فاصله آخر نمیشه
ببین دیگه از این بد تر نمیشه

تو عشقو یاد من دادی
منو از من جدا کردی
حالا دوری ولی باید
به شهر قصه برگردی

تمام حرف من اینه
بدون تو نمیمونم
اگه دلگیری از حرفام
من از حرفام پشیمونم

تو رفتی بی تو اما سر نمیشه
گل اشکایه من پرپر نمیشه
نگو این فاصله آخر نمیشه
ببین دیگه از این بد تر نمیشه