HiT

The edge of Darkness

او يک فرشته است
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳۸٥
 

ميدانی٬در بدترين شرايط روحيم آنچه را که نياز داشتم تا به آرامش برسم٬به قلب من که تکه تکه شده بود هديه کردی.
آنچه را که سالهای سال برای بدست آوردنش زحمت کشيده بودی...مهر و مهربانيت را که قدر دريا بزرگ است و اگر همه آدمها تا ابد از آن بنوشند تمام نميشود٬در يک لحظه به من سپردی و من آرام شدم..

اما در عوض من به تو که همه ميدانند گلی بی خاری چه دادم؟دل کوچک و شکسته و پر خارم را ...........................

حالا هرچه ميگويی و از من تعريف و تمجيد و تشکر ميکنی٬عوض اينکه خوشحال شوم٬سرخ و سفيد و خجالت زده ميشوم که برای تو هيچ نکردم.....

چه کنم که لايقِ مهرت باشم٬گل بی خارِ من...؟