HiT

The edge of Darkness

من برای توست که مينويسم.برای تو دخترکم٬نازنينم.
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ تیر ۱۳۸٦
 

خوب دیگه...

گاهی وقتا هم زندگی اینجوری رقم میخوره

من دلم میخواد تنها باشم.خیلی تنها.خیلی خیلی خیلی تنها.

مشکلی ندارم و از این بابت متعجبم.

امتحانا زیادی به هم گره خورده.

دوستام زیادی خودشونو قاطی میکنن.

دلم واسه اون بالا تنگ شده و جرأت نمیکنم برم.

اصلاْ دلم میخواد از اینجا جاده ی زندگی رو دور بزنم.برگردم عقب.

بشه اسفند ۸۰.

کاش یه کتاب داشتم که صفحه اولش به جای مقدمه و اطلاعات فیپا

نوشته بود:

سلام