HiT

The edge of Darkness

 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٦
 

گفت کسری میای امشب یه کار بد بکنیم؟

گفتم مثلاْ‌ چی آرمینا جونم؟

گفت بیا مثل اون شب اول تا صبح بهم sms بدیم.تا هر وقت خوابمون برد

من انگار دنیا رو از خود ِ خدا گرفتم. گفتم بااااااااااااااااشه

اما کاش میگفتم نه...فهمیدم

۳سال

من فکر میکردم اون از من بدش میاد٬اون فکر میکرد من از اون بدم میاد.

اشک ریختم اشک ریختم اشک ریختم

نمیدونم !‌اگه پریود بودم حتماْ از حال میرفتم.