HiT

The edge of Darkness

مثل اون پرنده ی شکسته بال...
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ بهمن ۱۳۸٢
 

اين يکی دو روز خيلی کار کردم.مخصوصاْ امروز از ساعت ۸ صبح دارم کارای مختلف انجام ميدم.قسمت عمده ی کارم هم آپلود فايل بود.يکم فلش و ..... .

ديروز هم ترانه ای که سه-چهار ماه در انتظارش بودم رو شنيدم.بی نظير شده.همون طور که من حدس ميزدم.

اين هفته خيلی سرم شلوغه.جدا از درس يک کار خيلی مهم دارم که يه جورايی براش نگرانم.اگه نتونم به خوبی از عهدش بر بيام ......

ديگه اينکه ۴ روزه دوربينم رو روشن نکردم.چون وقت نميشه.اين هفته يه شب اگه بشه يه سری عکس ميگيرم ٬ هفته ی ديگه هم اگر خدا بخواد از چند جای مختلف که تو ذهنم هست ميخوام عکس بگيرم.

*احمد برای تهديد يه اينترو درست کرد که من خيلی خوشم اومد.شما هم ببينين .
*آهنگ مورد علاقم کنار صفحه هست.
*امشب خيلی خوشحالم.با اينکه خيلی کار کردم و خسته شدم ٬‌ اما يه جورايی الآن خستگی از تنم بيرون رفت.کاش ميشد.....