HiT

The edge of Darkness

 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ آبان ۱۳۸٦
 

من امیدوارم یه روز مجبور نشم بشینم برای کسی سیر تا پیاز این یک سالی که گذشته رو تعریف کنم

.

بی خود دلتونو صابون نزنیدااا !

اول دبستان که بودم٬فکر میکردم چون نان درست نونه٬ صابان هم درست صابونه !

ولی خوب الآن خیلی خوشحالم که مجبور نیستم در مورد کلمات فکر کنم.

همینطور عبارات و جملات !

میگم:

صغری قشنگتره یا چمیدونم مثلاْ سالومه؟

من که مونا رو ترجیح میدم !

ضمناْ ٬ چرت و پرت هم تا بخوای زیاد میگم/