HiT

The edge of Darkness

ازدواج و jj + هنر!
نویسنده : Kasra - ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۳
 

داشتيم با jj* در مورد مسائل مختلف حرف ميزديم(تلفنی)٬از زمين و زمان!!!
بعد بحث کشيده شد به اينکه هنرمندی مثل من بايد يه دوست دختر خوب داشته باشه!البته با پيشنهاداتی که jj کرد ٬ من فهميدم بهتره که هنر رو بذارم کنار تا اينکه هنرمند باشم و زير بار اين ننگ برم!!!

ولی بعد از پيشنهاداتش ٬ رسماْ بهش گفتم که من برای ازدواج* کسی رو زير سر دارم!
البته jj تصميم گرفت که با اون يکی*** برا من آستين بالا بزنه! ولی من ميگم زوده!!!

حالا چرا اينا رو اينجا گفتم!؟ چون ايشون گفتن تو رفتی سفر ٬ افسردگی شو واسه ما آوردی!

اصلاْ ميدونين چيه!؟ من زن ميخوام!!!

هان؟ چيه ؟‌ چی ميگی؟! زيادی حرف نزنم!؟ نه خير ٬ اين تو بميری از اون تو بميريا نيست! من ميخوام!!! زود باش !

*لينکشو نميدم که آبروش نره!!!
**ازدواج که عيب نيست!!!
***من اسمشونو اعلام نميکنم که آبروی jj اينا نره!!!

اردتمند٬يگانه پسر هنرمند:
                                    کسری