HiT

The edge of Darkness

 
نویسنده : Kasra - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
 

اتفاقاتی که سال ٨۴ افتاد

اتفاقاتی که عزیز ترین آدم زندگیم هم ازشون هیچی نمیدونست.چه برسه به دوستای دیگم.

چون من اینها رو به هیچ کس نگفتم ... چه فرقی میکرد بدونه من چه مریضی دارم..

حالا خدا رو هزاران بار شاکرم که زندم و خوب شدم:)

آخیش!‌بزرگترین راز زندگیمم گفتم . دیگه الآن هیچی تو دلم نیستزبان

5 ساعت با خودم کلنجار رفتم وتا این پست رو نوشتما. الآن دیگه نگفته ندارم.شاید میخوام بمیرم!

یه وصیت نامه هم دارم که از سال ٨٣ زیر صندلی پیانومه!

اونوقتا حس میکردم که میمیرم! ولی خوب دیگه. شانسه!‌موندنی شدم

چقد حرفم میاد اینروزا