HiT

The edge of Darkness

من به دکتر رای دادم...
نویسنده : Kasra - ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ خرداد ۱۳۸۸
 

١٠ روز برای انتخابات فعالیت کردم.

علی الخصوص ٢ شب آخر.

شاید کسی باور نکنه که اون ماشین مشکی دم در ستاد مال من بود!

اون پسری که کلاه مشکی بلنو(بالنو) سرش بود

گردنبند سیاه بزرگ به گردنش بود

و دقیقاً وسط خیابون ایستاده بود و پوستر "فقط احمدی نژاد" رو بالای سرش گرفته بود من بودم.

من در میان طرفداران میرحسین موسوی.

 

فردا  هم انشاءالله بعد از اعلام نتایج برنامه دارم خیابون پاسداران از نیاوران تا بزرگراه همت رو شیرینی پخش کنم.

 

در تهران همه سبز پوش بودند.همه آن ١۶-١٧ ساله هایی که قرار است در دور بعدی رای بدهند.

بگذریم. من بجای موج سبز،جو سبز رو بیشتر میپسندم.

مردم ما بیشتر جو گیرند....تا موج سوار!

 

یک نفر راننده تاکسی وقتی تبلیغ دکتر احمدی نژاد را میکردم پرسید چقدر گرفتی براش تبلیغ میکنی؟

پاسخم این بود: تحصیلات شما چیه؟ گفت دیپلم ! گفتم پس به همون مهندس موسوی رای بدید لطفاً !

 

میدانید؟ وقتی در این رشته درس میخوانم، بیشتر به حرفهای جدی مردم ما میخندم.همین تحلیلهای حکیمانه شان در مورد قانون گریزی دولت نهم...

راستی! اگر میرحسین موسوی رای آورد برنامه دارم از ایران برای همیشه،نه اینطور پاره پاره، کوچ کنم.

قهر نیست ها! فرار است.

فرار از پسرفت.

 

 

چقدر دل پری دارم از مردمی که دلشان به حال خودشان و خون آنها که در جنگ ریخته شد هیچ نمیسوزد.

 

چقدر بریده بریده و از این شاخه به آن شاخه گفتم.

فعلاً...