HiT

The edge of Darkness

 
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۳
 

تصور کنيد٬
هر روز ميرفت پشت پنجره٬گلهای باغچه رو نگاه ميکرد٬ميگفت الآن که ديره٬فردا ميرم عکس ميگيرم!
امروز تصميم گرفت بره تو باغچه٬لباس پوشيد.دوربينشو برداشت.
آسمون گرفته بود.همين جور که ميرفت٬رسيد به حياط اولی!
ديد يه سری قطره روی زمينه!جدی نگرفت.اما وقتی در حياط دومی رو باز کرد٬اون قطرات به بارون تبديل شده بود.
البته اون اينقدر پررو هست که زير بارون هم چند تا عکس گرفت.

شما فقط شانس رو حال کنيد.

حالا اينا که هيچ٬پويا هم رفت .حالا بشين گريه کن!
بيزينس هم که با JJ در حال آغاز هست و ان شاءالله موفق بشيم!!!

اون داستان که ديگه نگو....داره شيرين ميشه.(از اطاق فرمان به من ميگن که اين داستان رو اعلام کنی٬قهر!!!)

زياده عرضی نيست٬
يگانه دلال موسيقی
کسری!!!