HiT

The edge of Darkness

برای عزیزترینم
نویسنده : Kasra - ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ خرداد ۱۳٩٢
 

چقدر دلم برات تنگ شده شهلای عزیزم...

میدونم که هیچ وقت اینجا رو نمیخونی

ولی من که میتونم بنویسم...

بی تو خیلی تنهام.

دور و برم پُره از این و اون ولی جاتو نمیگیرن خیلی کَمَن همه!

دارم میمیرم از وقتی سراغم رو نمیگیری

تو این 6 ماهی که دیگه کنارت نیستم فکر نکن لحظه ای بوده که یادت با من نبوده باشه

در حال رانندگی

تو مطب دکتر

زیر دوش

پشت در اتاق بازپرسی یا حتی تو پله های دادسرا

تو جاده لعنتی پردیس

تو کوچه توحیدی.......

 

کاش برگردی...کاش.

 

بذار با گریه این بارم بگم خیلی دوست دارم...