HiT

The edge of Darkness

روانشناس !
نویسنده : Kasra - ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۳
 

روانشناس عزيزم٬
سلام:

بدون هيچ مقدمه ای بگو که من چرا اينقدر افسرده ام؟!منو که ميشناسی/آدم شاديم ! اما اکثريت معتقدند من افسرده و گوشه گيرم! راست ميگن؟! تو نظرت چيه ؟!
هان؟چی ؟ آدم نبايد با يه روانشناس اينجوری حرف بزنه ؟! مگه من چه جوری حرف زدم!؟

اصلاْ ولش کن ٬ من افسرده ام؟بگو ديگه....جون من.من که اينقدر تورو دوست دارم.
اصلاْ يه چيزی.من اگه افسردم ٬ برام يه سفر سانفرانسيسکو تجويز کن.
يادت نره ها !!!

پس من برم شام بخورم و برای سفر سانفرانسيسکو آماده شم.

*حاشيه:
با تشکر از مش قاسم٬دائی جان ناپلئون٬دائی جان سرهنگ٬پوری٬زن شيرعلی قصاب(طاهره)٬قمر٬آسپيران قياث آبادی و کليه اهالی محترم قياث آباد...
**به ياد مرحوم پرويز فنی زاده...