HiT

غم يار

سلام عزیزم....
می دانی چقدر دلم برایت تنگ شده بود؟

هر روز به یادت بودم.هر روز دلم برایت تنگتر از روز قبل.

چرا تنهایت گذاشتم٬نمیدانم.فقط میدانم که تنها چیزی که برایم باقی مانده٬تویی.

از پاییز ۸۲ تو با منی!با من .نزدیک تر از پیرهن...
با اینکه از روی نادانی تنهایت گذاشتم٬تو از روی محبت و دانایی همیشه با من بودی.

لحظه ای فکر نکردم که با من نیستی....

مرا ببخش هیتِ عزیزم.

ببخش......

دوست دار همیشگی تو٬
کسرای کوچکت.

/ 2 نظر / 9 بازدید
رضا

behnaz

تنها جايی که توش ميشه احساس آرامش رو تجربه کرد وبلاگِ :)حتی برای لحظه ای.. پاييز ۸۲ براستی که چه زود دير ميشود ! چه روزايی را پشت ِ سر نهاديم .... هيييييييييييييييييييييييييييييييی