HiT

قدم دوم ساعت ۳:۱۵

*من برات نوشته بودم آمدم نبودی

فقط نگاش کردم.یه تشکر مبهم تو چشمام بود

*من از مهرماه دلم باهاته.از اولین باری که دیدمت.از اون موقع که گفتی تولدت بوده

بازم نگاش کردم

بهش نگفتم تو که اون موقع با یکی دیگه بودی چطور دلت...

من دوسش دارم.

اما مونا تو زندگیم یه کاری کرده که من حتی علاقه مامان بابامم نمیتونم باور کنم.چه برسه به نیو جونم.

/ 6 نظر / 11 بازدید
behnaz

جداً ؟ تا این حد افکارت منفی شده که علاقه ها رو باور نمیکنی؟؟ ساری

behnaz

من نبودم میبینم واسه سایتت لباس نو خریدی اونجا رو هم که پرایویت کردی ! اوهههههههههه چقدر پست !

behnaz

البته منم بعد از یه مدت همینجوری منفی باف شدم و هستم ! یه بدشانسی دیگه هم اینکه هر کی رفتنیه (حالا سفر یا اون دنیا) راست میاد تو زندگیم ! ای ای ایییییییییییییییییییییی

behnaz

این یکی رو به فال نیک بگیر !

behnaz

من که از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت و کامیابی میکنم

behnaz

قید ِ موندن ُ زدی ؟؟ وقتی نمینویسی قند ِ خونم میاد پایین هر چند پرایویت باشه ! عادت ِ دیگه ...