HiT

هرجا کسی نفس نداشت...

همه بزرگ میشن.

من اما توی بزرگ شدن اونا دارم کوچیک میشم.

ساعت اینو نشون میده ۱۲:۱۳

حاصل جمعشون میشه ۲۵.

هیچ کس حتی خودم نتونست خودمو بشناسه.

این شد که دیگه بی خیال همه چیز شدم.

بعد تک و تنها نشستم ۵-۴ ساعت آهنگ گوش کردم.

دست ِ آخر نشستم که بنویسم٬

سلام.

/ 1 نظر / 2 بازدید
behnaz

خاطره هر جا که میری به یاد ِ من باش اونور ِ دنیا که میری به یاد ِ من باش کنار ِ هر شقایقی ، هر جا که دیدی عاشقی به یاد ِ من باش هر جا صدایی خسته بود ، هر جا دلی شکسته بود هر جا لب ِ جاده کسی به انتظار نشسته بود هر جا کسی نفس نداشت ... اینو منو دوست داشتم .... حاصل ِ دلمردگی دیروز یه مهمونی بود واسه من ، که اولش خنده خنده رفتم ؛ آخرشم گریه گریه برگشتم ، حالا دیگه باورم شده اونی که تو آسموناست نمیخواد من زیاد بخندم، نمیخواد .......... منم نتونستم خودمو بشناسم ، دیگرانم منو اونجوری که خودشون میخوان ، تصویر میکنن ! هییییییییییییییییییی ، من دیشب موقع خواب چی گوش میدادم؟؟؟؟؟؟ آهان ترکی بود ، واسه سردار تاج و ... بیخوابی بد دردیه ،میدونییییییییی!؟!؟!؟!؟؟؟ +راستی این کامنتای ِ تبلیغاتی بدجوری داره رو اعصاب من راه میره ، دارم خودمو کنترل میکنم که لبخند ِ روی لبهام محو نشهههههههه!