شاید سرنوشت ما همین بود بی تو من تنها بمونم

هیت عزیز

نمیدونم چی باید بخونم اشکام پایین میاد رو گونم

 دیگه ۶ سالت تموم شد ولی چون نیمه دومی هستی سال دیگه میفرستمت مدرسه.

بابایی خیلی سرش شلوغه. منو ببخش که نمیتونم وقت بیشتری رو باهات باشم.

مطمئنم یه روز میفهمی این همه دوندگی فقط و فقط به خاطر تو بود.بیشتر به جبران روزای سختی که پشت سر گذاشتی.

راستی هیت،

از مامانت خبر داری؟

گذر ثانیه های آخر یه سکوت نه صحبتی نه حرفی

دلم گرفته بازم یاد روزای گذشته دارم میفتم

/ 0 نظر / 16 بازدید